تورم اقتصادی مفهومی است که در اوایل قرن بیستم توسط هاینریش فون “Heinrich Von”، اقتصاددان آلمانی مطرح شد؛ در واقع تورم عامل افزایش غیرقابل کنترل در سطح عمومی قیمت ها است.این افزایش قیمت با شاخص های مختلف تحلیل فاندامنتال مثل تورم CPI، PPI و PCE بررسی و تعریف می شود.
در چارچوب تحلیل فاندامنتال، سنجش و تفسیر تورم بدون اتکا به شاخص های استاندارد عملا امکان پذیر نیست. شاخص قیمت مصرف کننده CPI رفتار هزینه ای خانوارها و تغییرات قیمت سبد مصرفی را منعکس کرده و به عنوان معیار اصلی ارزیابی فشار تورمی بر مصرف کننده نهایی شناخته میگردد.
در مقابل، شاخص قیمت تولیدکننده PPI تغییرات قیمت در سطح زنجیره تولید و عرضه را بررسی کرده و اغلب به عنوان سیگنال پیشرو برای تحولات آتی CPI در نظر گرفته می گیرد.

تورم چیست؟
تورم به معنای افزایش مداوم سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در اقتصاد تعریف می شود و این فرایند به صورت مستقیم قدرت خرید پول را در طول زمان کاهش می دهد. این پدیده زمانی شکل می گیرد که با یک واحد ثابت از پول، حجم کمتری از کالا و خدمات نسبت به دوره قبل قابل خرید باشد و این کاهش ارزش پول، خود را در رشد میانگین قیمت سبد مصرفی خانوار را به نمایش می گذارد.
تورم با عنوان اینفلیشن (Inflation) در اقتصاد کلان شناخته شده و به صورت درصد بیان می گردد تا شدت کاهش قدرت خرید را در یک بازه زمانی مشخص نمایش دهد. این شاخص نشان می دهد که افزایش قیمت ها به شکل تدریجی و مستمر در لایه های مختلف مصرف، از کالاهای اساسی تا خدمات، گسترش پیدا می کند و ساختار هزینه زندگی را دچار تغییر می سازد.
مزایا و معایب تورم در اقتصاد
تورم در اقتصاد کلان به صورت همزمان آثار مثبت و منفی بر ساختار مصرف، سرمایه گذاری، تولید و رفتار مالی خانوارها و بنگاه ها برجای می گذارد و شدت اين اثرات به نرخ تورم و میزان کنترل پذیری آن به صورت زیر وابسته است:
مزایای تورم | معایب تورم |
افزایش ارزش اسمی دارایی ها و کالاهای ذخیره شده | افزایش مستمر هزینه کالاها و خدمات برای مصرف کنندگان |
تشویق به خرج کرد در برابر نگهداری وجه نقد به دلیل کاهش قدرت خرید | کاهش رقابت پذیری صادرات در بازارهای بین المللی |
افزایش گردش پول و تقویت فعالیت های اقتصادی در سطح کلان | کاهش ارزش پول و افت پیوسته قدرت خرید خانوارها |
ایجاد پویایی در اقتصاد در محدوده تورم سالم و کنترل شده | افزایش هزینه های دولت برای مهار تورم از طریق سیاست پولی (Monetary Policy) و سیاست مالی (Fiscal Policy) |
نزدیک شدن قیمت کالا و خدمات به ارزش واقعی در شرایط تورم منطقی | تضعیف انگیزه پس انداز و کاهش تشکیل سرمایه |
- | ورود اقتصاد به چرخه دستمزد و قیمت (Wage Price Spiral) در شرایط تورم کنترل نشده |
- | افزایش نااطمینانی اقتصادی و اختلال در تصمیم گیری های مالی |
معرفی انواع شاخص های تورمی
گزارش های تورم در قالب شاخص های تورمی منتشر می شوند و در پیش بینی روند سیاست پولی و بازارهای مالی کاربرد دارند؛ انواع شاخص های تورمی:
- شاخص قیمت مصرف کننده “CPI”
- شاخص قیمت مصرف کننده هسته “Core CPI“
- شاخص قیمت تولیدکننده “PPI”
- شاخص قیمت تولیدکننده هسته “Core PPI”
- شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی “PCE”
- شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی هسته “PCE”

CPI (شاخص قیمت مصرف کننده)
شاخص CPI یا “Consumer Price Index”، تورم اقتصادی را نشان می دهد؛ این شاخص، میانگین وزنی از تغییرات قیمت سبد مشخصی از کالاها در بازه زمانی مشخص است. نکته مهم درباره تورم CPI، ثابت بودن سبد کالاهای لحاظ شده و وزن تاثیرگذاری آنها است.
شاخص قیمت مصرف کننده با کاهش ارزش پول افزایش می یابد و به کاهش قدرت خرید منجر می شود.
Core CPI (شاخص قیمت مصرف کننده هسته)
شاخص Core CPI یا “Core Consumer Price Index”، تورم CPI به غیر از بخش غذا و انرژی است.
عوامل خارجی بسیاری مثل ریسک های ژئوپولیتیک، اختلالات زنجیره تامین یا کمبود عرضه روی قیمت غذا و انرژی [اقلام بی ثبات] تاثیر می گذارند و کنترل قیمت آنها تاحد زیادی از دست دولت یا بانک مرکزی خارج است؛ به همین دلیل، بانک های مرکزی شاخص Core CPI را مبنای خود برای ارزیابی انواع تورم اقتصادی قرار می دهند.
به عنوان مثال، وقتی ECB (بانک مرکزی اروپا) هدف تورمی خود را 2 درصد اعلام می کند، منظور آنها رسیدن Core CPI (تورم هسته) به 2% است.

نکته: در شاخص های تورمی، هر زمانی که عبارت Core مطرح شود، به معنی حذف بخش غذا و انرژی در محاسبات شاخص مربوطه است.
PPI (شاخص قیمت تولیدکننده)
شاخص PPI یا “Producer price Index” تورم تولیدکنندگان را نشان می دهد؛ در این شاخص، تغییرات قیمت مواد اولیه تولید و هزینه های ارائه دهندگان خدمات لحاظ می شود.
افزایش قیمت نفت و انرژی یکی از مواردی است که تاثیر چشمگیری روی PPI دارد و تورم ریشه هزینه ای را رقم می زند.
نکته بسیار مهم درمورد PPI، عملکرد آن به عنوان یک شاخص پیشرو و هشداردهنده تورم مصرف کننده پیش از افزایش است؛ به همین دلیل، با افزایش هزینه های تولید، تأثیر آن بر تورم مصرف کننده چند ماه بعد و از طریق افزایش قیمت محصول نهایی نمایان می شود.
Core PPI (شاخص قیمت تولیدکننده هسته)
درCore PPI یا “Core Producer Price index”، تغییرات قیمت بخش غذا، انرژی و خدمات حذف می شوند.
حذف بخش خدمات بدین دلیل است که حقوق و دستمزدها، بخش عمده هزینه های شرکت های خدماتی هستند و نوسانات شدید رشد دستمزدها تغییرات بزرگی را روی PPI رقم می زند.
PCE Price Index (شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی)
شاخص PCE Price Index یا “Personal Consumption Expenditures Price Index” یک معیار تورمی بسیار جامع است که فقط در آمریکا گزارش می شود. شاخص PCE علاوه بر تورم و افزایش قیمت ها، داده های کاملی از وضعیت درآمد، کلیه ورودی های هر فرد در ماه و نرخ پس انداز ارائه می دهد.
برای مطالعه دقیق تر بررسی و انواع تورم، محتوای منتشرشده درباره آموزش تورم، سایت WikiHow منبع مناسبی به شمار می رود و دید عمیق تری نسبت به تورم و عوامل تاثیرگذار ارائه می دهد.

Core PCE Price Index (شاخص قیمت مخارج مصرف شخصی هسته)
شاخص Core PCE Price Index یا “Core Personal Consumption Expenditures Price Index” یکی از مهم ترین معیار های اقتصادی است که فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) آن رابررسی می کند.
نکته بسیار مهم درباره PCE و Core PCE، تغییرات فصلی [بر اساس تقاضای بیشتر] سبد کالاهای لحاظ شده است؛ همچنین، وزن کالاها در محاسبه PCE متغیر است.
این ویژگی منجر شده تا PCE بهتر از CPI وضعیت تورم اقتصادی و هزینه های زندگی مصرف کنندگان را نشان دهد؛ به همین دلیل از سال2000 ، شاخص Core PCE به عنوان شاخص ترجیحی فدرال رزرو برای ارزیابی تورم، جایگزین Core CPI شد.
تورم چگونه ایجاد می شود؟
تورم زمانی ایجاد می شود که تعادل میان عرضه پول، سطح تولید و رفتار مصرف بر هم بخورد و جریان نقدینگی با سرعتی بالاتر از ظرفیت واقعی اقتصاد حرکت کند. این فرایند در اقتصاد کلان به طور مستقیم با رشد عرضه پول، فشارهای هزینه و شکل گیری انتظارات تورمی پیوند می خورد و به افزایش مداوم سطح عمومی قیمت ها به صورت زیر منتهی می شود:

تورم فشار تقاضا زمانی شکل می گیرد که حجم تقاضا از ظرفیت تولید اقتصاد عبور کند و مصرف کنندگان با نقدینگی بالا، سطح قیمت ها را به سمت سطوح بالاتر سوق دهند. در مقابل، نرخ تورم فشار هزینه زمانی فعال می شود که افزایش بهای مواد اولیه، انرژی و دستمزد، قیمت تمام شده کالا و خدمات را بالا ببرد و این افزایش مستقیما به مصرف کننده منتقل شود.
تورم ذاتی نیز زمانی فعال می شود که جامعه افزایش مستمر قیمت ها را پیش بینی کند و این انتظار، چرخه افزایش دستمزد و قیمت را فعال نگه دارد.
این چرخه با عنوان مارپیچ دستمزد و قیمت (Wage Price Spiral) شناخته می شود و در صورت عدم کنترل، تورم را به یک روند پایدار و خود تقویت شونده تبدیل می کند.
تورم تقاضایی (ریشه پولی)
این نوع تورم از تقاضای قوی نشات می گیرد؛ در واقع در این شرایط تقاضا بیشتر از عرضه است. سیاست های پولی انبساطی مثل کاهش نرخ بهره، خرید اوراق توسط بانک مرکزی یا افزایش هزینه های دولت (افزایش سرمایه گذاری دولت در تولید، افزایش دستمزدها یا پرداخت یارانه و..) از عوامل ایجاد این نوع تورم هستند.
علاقه مندان به استفاده از آموزش تورم در بازارهای مالی از ویدئوی آموزشی کانال "theGuardian" در یوتوب استفاده نمایند:
تورم ریشه هزینه ای
این نوع تورم زمانی رخ می دهد که هزینه تولیدکنندگان افزایش یافته و آنها مجبور به افزایش قیمت محصول نهایی باشند. افزایش قیمت مواد اولیه تولید یا افزایش دستمزها عامل ایجاد این نوع تورم است.
انتظارات تورمی
انتظارات تورمی به ایجاد یا تداوم تورم منجر می شود. وقتی کسب و کارها یا مصرف کنندگان منتظر تشدید تورم هستند، در خرید های خود تعجیل کرده و این افزایش تقاضا منجر به افزایش یا تداوم یافتن تورم می شود.
شما می توانید انتظارات تورمی را از طریق شاخص های اعتماد مصرف کننده که در تقویم اقتصادی Trading Finder منتشر می شود، رصد کنید.

کسری بودجه دولت
کسری بودجه و استقراض دولت از بانک مرکزی نیز از طریق افزایش پایه پولی و نقدینگی، تورم زا است. کسری بودجه ناشی از عدم تعادل بین هزینه ها و درآمد دولت است؛ به عبارتی دیگر، کسری بودجه وقتی ایجاد می شود که هزینه های دولت بیشتر از درآمدش باشد.
در این شرایط، اگر دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به استقراض پول از بانک مرکزی کند، تورم به دلیل افزایش پایه پولی و نقدینگی ایجاد می شود.
عوامل خارجی
گاهی اوقات عوامل خارجی مثل ریسک های ژئوپلیتیکی یا اختلالات زنجیره تامین نیز، از طریق کاهش عرضه کالا، افزایش هزینه حمل و نقل و یا گران شدن مواد اولیه تولید، به افزایش هزینه های مصرف کننده منجر می شوند.
در بسیاری از مقاطع، فشارهای تورمی صرفا از متغیرهای داخلی اقتصاد ناشی نمی شوند و عوامل بیرونی نقش تعیین کننده ای در تشدید آن ایفا می کنند.
ریسک های ژئوپلیتیکی مانند درگیری های منطقه ای، تحریم های اقتصادی یا تنش های تجاری بین قدرت های بزرگ، می توانند جریان عادی تجارت جهانی را مختل کنند و دسترسی به کالاهای استراتژیک را محدود سازند.
از سوی دیگر، اختلال در زنجیره تامین جهانی، چه به دلیل بحران های لجستیکی، محدودیت های حمل و نقل یا کمبود نیروی کار، باعث کاهش عرضه موثر کالاها و افزایش هزینه های توزیع می شود.
تفاوت تورم ریشه پولی و هزینه ای
تورم ریشه پولی از طریق افزایش نقدینگی ایجاد می شود. در این نوع تورم، اگر تولید همراه با افزایش نقدینگی رشد نکند، تورم ایجاد می شود؛ به بیان دیگر، عرضه نقدینگی بیشتر شده اما عرضه کالا ثابت مانده یا کمتر از میزان رشد نقدینگی افزایش یافته است.

بنا به این فرمول، اگر عرضه پول بیشتر از کالا باشد، باید مبلغ بیشتری برای خرید کالا پرداخت شود.
با این حال، تورم ریشه پولی با سیاست های پولی بانک مرکزی قابل کنترل است؛ بانک مرکزی می تواند از طریق افزایش نرخ بهره، سطح نقدینگی را در جامعه کاهش داده و افزایش قیمت ها را مهار کند.
چگونه می توان تورم را کنترل کرد؟
کنترل تورم در شرایطی که از سطح تعادل خارج شود، فرایندی پیچیده، زمان بر و پرهزینه برای اقتصاد کلان محسوب می شود و شدت دشواری آن با افزایش نرخ تورم به صورت تصاعدی رشد می کند. زمانی که تورم شتاب می گیرد، افزایش قیمت ها به مطالبه رشد دستمزد منجر می شود و افزایش دستمزد نیز قدرت خرید را بالا می برد و تقاضای جدیدی در بازار ایجاد می کند.
این چرخه به صورت مستقیم اقتصاد را وارد حلقه دستمزد و قیمت (Wage Price Spiral) می کند و مسیر کنترل تورم را با وقفه های سنگین زمانی روبه رو می سازد. در این وضعیت، هر ابزار مهار تورم که از سوی بانک مرکزی یا دولت فعال شود، به طور همزمان فشار مستقیم بر رشد اقتصادی، اشتغال و سرمایه گذاری وارد می کند.
شدت سختی کنترل تورم به عوامل زیر وابسته می ماند:
- میزان شتاب رشد نقدینگی؛
- قدرت سیاست پولی (Monetary Policy) در مهار نرخ بهره؛
- توان سیاست مالی (Fiscal Policy) در کنترل هزینه های دولتی؛
- سطح انتظارات تورمی در جامعه؛
- شدت وابستگی اقتصاد به واردات.

تورم های خفیف با ابزارهای نرخ بهره و سیاست های مالی قابل مهار باقی می مانند اما تورم های افسارگسیخته به دلیل فعال شدن چرخه های خودتقویت شونده، به سخت ترین اشکال تورم برای کنترل تبدیل می شوند و هزینه های ساختاری بلندمدت بر اقتصاد تحمیل می کنند.
سیاست پولی انقباضی
رایج ترین نوع کنترل تورم، سیاست پولی انقباضی بانک مرکزی است؛ در این سیاست، بانک مرکزی با هدف کاهش نقدینگی در سطح جامعه، اقدام به افزایش نرخ بهره می کند.
افزایش نرخ بهره با دو روش سطح نقدینگی را کاهش می دهد:
- جذب نقدینگی به سیستم بانکی جهت دریافت سود بالا؛
- کاهش تقاضای تولیدکنندگان برای دریافت وام به علت نرخ بهره بالا.
کاهش عرضه پول
دولت با افزایش نرخ سود اوراق، نقدینگی را از سطح جامعه جذب می کند؛ زیرا سود بالاتر در اوراق به عنوان یک سرمایه گذاری کم ریسک می تواند جذابیت بیشتری داشته باشد.
در چارچوب سیاست های پولی و مالی، دولت ها با افزایش نرخ سود اوراق بدهی تلاش می کنند جریان نقدینگی را از بازارهای مصرفی و دارایی های پرریسک به سمت ابزارهای مالی با درآمد ثابت هدایت کنند.
سود بالاتر اوراق، این ابزار را به گزینه ای کم ریسک و قابل پیش بینی برای سرمایه گذاران تبدیل می کند و انگیزه نگهداری پول در قالب مصرف یا ورود به بازارهایی مانند سهام، ارز و کالا را کاهش می دهد.
آیا تورم منفی و کاهش قیمت ها مفید هستند؟
تورم منفی (Deflation) زمانی رخ می دهد که میانگین قیمت ها در یک دوره مشخص، نسبت به دوره قبلی کاهش یابد.
تورم منفی اغلب به دلیل کاهش تقاضا، تقویت پول یا افزایش عرضه کالا ایجاد می شود و با کاهش انتظارات تورمی و تداوم تقاضای ضعیف همراه است؛ بدین دلیل از نظر اقتصادی شرایط مفیدی محسوب نمی شود و بانک های مرکزی سعی می کنند تا از وقوع آن جلوگیری کنند.
تورم منفی درصورت تداوم، به رکود اقتصادی منجر می شود؛ برای درک بهتر این موضوع، روند تورم اقتصادی،رشد اقتصادی (تولیدات ناخالص داخلی) و علت تورم اقتصادی ژاپن در تصاویر زیر قابل مشاهده است:

معرفی اندیکاتور تقویم فارکس فکتوری جهت بررسی داده های اقتصادی تاثیر گذار بر تورم
اندیکاتور تقویم فارکس فکتوری (Forex Factory Calendar) در پلتفرم متاتریدر به عنوان یک سامانه خبری تحلیلی، جریان داده های اقتصاد کلان را به صورت زنده وارد نمودار قیمت می کند و ارتباط مستقیم میان زمان انتشار اخبار و رفتار بازار را شکل می دهد.
این ابزار با اتصال مستقیم به تقویم اقتصادی وبسایت فارکس فکتوری (Forex Factory)، اطلاعات مربوط به نرخ بهره، شاخص تورم، اشتغال و تولید ناخالص داخلی (GDP) را همزمان بر روی چارت بارگذاری می کند و ساختار تصمیم اجازه تاخیر در واکنش به بازار را از بین می برد.
هسته عملکرد اندیکاتور بر پایه قابلیت درخواست وب (Web Request) طراحی شده است و داده ها را بدون واسطه از منبع اصلی دریافت می کند. نمایش رویدادها از طریق یک جدول منظم در کنار رسم خطوط عمودی دقیق روی محور زمان انجام می گیرد و هر خبر دقیقا در لحظه انتشار روی نمودار ظاهر می شود.
سطح اهمیت اخبار با تفکیک رنگی مستقل نمایش داده می شود؛ اخبار پرریسک با رنگ قرمز، اخبار با اثرگذاری متوسط با رنگ نارنجی و داده های کم اهمیت با رنگ زرد قابل شناسایی باقی می مانند.
این چیدمان بصری امکان تطبیق مستقیم نقاط ورود و خروج با لحظات حساس بازار را ایجاد می کند و معامله گر بدون نیاز به ترک نمودار، رفتار قیمت را همزمان با اخبار مدیریت می کند.
در شرایط روند صعودی، همزمانی انتشار داده های مثبت با نواحی حمایتی یا شکست ساختار صعودی، شتاب حرکت قیمت را افزایش می دهد و واکنش بازار اغلب به صورت جهش سریع ظاهر می شود. در فاز نزولی، انتشار اخبار منفی فشار فروش را تشدید می کند و امواج نزولی پرشتاب در جفت ارزها، فلزات و شاخص ها فعال می گردد.
بخش تنظیمات اندیکاتور امکان کنترل کامل رفتار خبری را در اختیار قرار می دهد و قابلیت هایی مانند فعال سازی هشدار، ارسال اعلان، تعیین بازه زمانی هشدار قبل از خبر و فیلتر رویدادها بر اساس سطح اهمیت، مدیریت ریسک در لحظات پرنوسان بازار را دقیق تر می کند.
این اندیکاتور در ساختار معاملاتی، پیوند مستقیمی میان تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی (Fundamental Analysis) برقرار می سازد و زمان بندی معاملات را با منطق داده محور همراستا می نماید.
- دانلود اندیکاتور تقویم فارکس فکتوری (Forex Factory Calendar) متاتریدر4
- دانلود اندیکاتور تقویم فارکس فکتوری (Forex Factory Calendar) متاتریدر5
ارزهای دیجیتال بدون تورم
ارزهای دیجیتال بدون تورم به دارایی هایی اطلاق می شوند که عرضه کل آن ها از ابتدا محدود شده است و امکان افزایش نامحدود تعداد واحدهای در گردش در ساختار آن ها وجود ندارد.
این مدل عرضه در اقتصاد توکنی ضدتورمی (Deflationary Tokenomics) تعریف می شود و مستقیما در برابر کاهش ارزش ناشی از رشد بی رویه نقدینگی مقاومت ساختاری ایجاد می کند.
در این مدل، بر خلاف پول فیات که بانک مرکزی از طریق چاپ پول حجم آن را افزایش می دهد، تعداد نهایی کوین یا توکن از ابتدا مشخص شده است و همین محدودیت عرضه، مانع کاهش ذاتی ارزش در بلندمدت می شود.
مثال تاثیر تورم بر ارزهای دیجیتال
اتریوم نمونه ای متفاوت از ساختار عرضه در بازار رمزارزها محسوب می شود که برخلاف بیت کوین دارای سقف عرضه ثابت و از پیش تعریف شده نیست.
در این شبکه، میزان عرضه جدید توکن ها به صورت پویا و بر اساس قوانین پروتکل، پاداش اعتبارسنج ها و شرایط فعالیت شبکه تنظیم می شود.
پس از انتقال اتریوم به مکانیزم اجماع اثبات سهام "Proof of Stake"، نرخ صدور واحدهای جدید به طور قابل توجهی کاهش یافت و همزمان، مکانیزم سوزاندن کارمزدها "EIP 1559" بخشی از کارمزد تراکنش ها را به صورت دائمی از چرخه خارج می کند.
این ترکیب باعث شده است که در برخی دوره ها، نرخ عرضه خالص اتریوم حتی منفی شود و تعداد کل توکن های در گردش کاهش یابد.
چنین مدلی، تورم در ارز دیجیتال یا ضدتورمی اتریوم را به شدت وابسته به میزان استفاده از شبکه، حجم تراکنش ها و فعالیت قراردادهای هوشمند می نماید.

بررسی ویژگی های ارزهای دیجیتال بدون تورم
ساختار ضدتورمی در ارزهای دیجیتال از دیدگاه اقتصاد کلان، مانع افت ذاتی ارزش ناشی از چاپ پول نامحدود می شود.
در نتیجه، جایگاه این دارایی ها را به حوزه ذخیره ارزش نزدیک می سازد، اما این ساختار نوسانات بازار را به طور کامل حذف نکرده و ریسک قیمتی همچنان در ذات آن باقی می ماند.
جدول زیر، ویژگی های اصلی ارزهای دیجیتال بدون تورم را بر اساس ساختار ضدتورمی و اقتصاد کلان نمایش می دهد و تفاوت آن را با دارایی های دارای عرضه نامحدود روشن می سازد:
ویژگی | توضیح تخصصی |
عرضه کل محدود | عیین دقیق و غیرقابل تغییر تعداد کل واحدهای در گردش از ابتدا و جلوگیری از افزایش بی ضابطه |
عدم امکان چاپ نامحدود | نبود امکان تزریق نامحدود واحد جدید توسط نهاد متمرکز و مصونیت ساختار عرضه از دستکاری پولی |
کاهش تدریجی تولید | کاهش مرحله ای نرخ تولید کوین از طریق رویدادهایی مانند هاوینگ (Halving) و محدودسازی فشار عرضه |
حفظ نسبی ارزش | محدودیت عرضه در برابر رشد نقدینگی فیات و شکل گیری خاصیت ذخیره ارزش |
استقلال از سیاست پولی | استقلال ساختار عرضه از سیاست پولی (Monetary Policy) بانک های مرکزی و خروج از کنترل دولتی |
نمونه ضدتورمی | قرارگیری بیت کوین (Bitcoin) و لایت کوین (Litecoin) در این گروه به دلیل سقف عرضه ثابت |
چه میزانی از تورم برای اقتصاد مفید است؟
برای رشد اقتصادی یا افزایش تولیدات ناخالص داخلی و حفظ رونق بازارکار، میزان کنترل شده ای از تورم برای اقتصاد مفید است؛ لذا برای اقتصادهای توسعه یافته تورم 2 درصد و برای اقتصادهای درحال توسعه، تورم 2 الی 4 درصد مفید است.
اما اگر تورم از این حد فراتر برود، در بلندمدت به کاهش قدرت خرید، رکود بازار کار (افزایش نرخ بیکاری) و درنهایت کاهش تورم و رشد اقتصادی منجر می شود.
بررسی بزرگترین تورم های تاریخ
بزرگترین تورم های تاریخ به بازه هایی تعلق دارد که ساختار پولی کشورها تحت فشار همزمان چاپ بی رویه پول، تخریب ظرفیت تولید، جنگ های فرسایشی، فروپاشی نظم سیاسی و بحران های عمیق مالی قرار گرفت و سطح عمومی قیمت ها با شتابی خارج از الگوهای معمول اقتصادی جهش پیدا کرد.

در این دوره ها، رشد انفجاری نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی، ارزش پول ملی را در مدت کوتاه نابود کرد و کارکردهای اصلی پول شامل وسیله مبادله و ذخیره ارزش را از بین برد. اختلال در زنجیره تامین، سقوط اعتماد عمومی به نظام مالی و گسترش انتظارات تورمی، مسیر افزایش قیمت ها را به یک روند خودتقویت شونده تبدیل کرد.
در چنین شرایطی، تورم از یک پدیده اقتصادی به یک بحران اجتماعی و سیاسی فراگیر تغییر ماهیت داد و بنیان های معیشتی، پس انداز و ثبات اقتصادی را به طور همزمان تخریب کرد.
شاخص ترین نمونه های ابرتورم تاریخی به صورت زیر است:
- زیمبابوه (2000): چاپ گسترده پول برای تامین هزینه های جنگ کنگو و فروپاشی کامل پول ملی؛
- مجارستان (1946): ابرتورم پس از جنگ جهانی دوم با رشد بیش از 200 درصدی قیمت ها در هر 15 ساعت؛
- آلمان وایمار (1923): چاپ بی رویه مارک برای پرداخت غرامت جنگ جهانی اول و سقوط کامل ارزش پول؛
- روسیه (1917-1924): فروپاشی نظام پولی پس از انقلاب بلشویکی و تغییر چندباره نرخ برابری روبل؛
- ونزوئلا (2016-2019): جهش تورم تا بیش از 1,000,000 درصد در پی بحران سیاسی و اقتصادی.
جمع بندی
تورم در بیشتر ساختارهای اقتصادی در نتیجه افزایش عرضه پول نسبت به ظرفیت واقعی تولید شکل می گیرد و این فرایند با رشد مستقیم هزینه های زندگی مصرف کنندگان همراه می شود. زمانی که حجم نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی گسترش پیدا کند، فشار تقاضا بر بازارها افزایش می یابد و قیمت کالاها و خدمات در سطوح مختلف مصرفی بالا می رود.
افزایش قیمت ها و تورم بسته به شدت و شتاب تغییرات، آثار متفاوتی بر اقتصاد برجای می گذارد و می تواند در محدوده های کنترل شده نقش تنظیم کننده در چرخه مصرف و سرمایه گذاری ایفا کند. در مقابل، تورم های شدید و ناپایدار تعادل مالی خانوار، ثبات بازارها و امنیت اقتصادی را به صورت مستقیم تضعیف می کنند.
یکی از وظایف اصلی بانک های مرکزی، مدیریت و تثبیت نرخ تورم در یک بازه محدود و قابل پیش بینی باقی می ماند و این بازه در اغلب اقتصادها در محدوده 2 تا 4% تعریف می شود.





