ترید بدون تغییر ساختار بازار (Trading Without MSS)؛ اهمیت معامله بدون MSS و MSB

امیرعلی فرجی

ویرایش و بررسی:

امیرعلی فرجی
سوده موسی پور

صحت سنجی:

سوده موسی پور
تاریخ به‌روزرسانی:
نظرات:۰
بازدیدها:۳٬۵۶۳
17 دقیقه

معامله‌گران بازارهای مالی با استفاده از استراتژی‌ معامله بدون تغییر یا شکست بازاردر سبک ICT می‌توانند بدون نیاز به منتظر ماندن برایMarket Structure Shift (MSS) یا Market Structure Break (MSB) ترید کنند.

بسیاری از معامله‌گران هنگام انتظار برای این تغییرات، حرکت بازار را از دست می‌دهند و دچار FOMO (ترس از دست دادن فرصت) می‌شوند؛ اما با این روش می‌توان موقعیت‌های معاملاتی را با سرعت بالاتری یافت.

معامله بدون تغییر یا شکست بازار
شماتیک استراتژی ترید بدون MSS و MSB در سبک ICT

معامله بدون MSS/MSB در سبک ICT چیست و چرا اهمیت دارد؟

در سبک ICT، بسیاری از مدل‌های معاملاتی کلاسیک بر تغییر ساختار بازار (Market Structure Shift) یا برای تایید ورود تکیه دارند. در این رویکرد، معامله‌گر منتظر می‌ماند تا قیمت یک سقف یا کف ساختاری را بشکند و سپس وارد معامله شود.

مدل «معامله بدون MSS/MSB» این پیش‌فرض را کنار می‌گذارد و تمرکز را از تغییر ساختار به رفتار نقدینگی و واکنش قیمت در نقاط کلیدی منتقل می‌کند.

در این مدل، ورود به معامله قبل از تغییر رسمی ساختار بازار انجام می‌شود. تصمیم‌گیری بر اساس ترکیب دقیق نقاط پر اهمیت تایم‌فریم بالاتر (HTF POI) ، شکار نقدینگی کوتاه‌مدت (Liquidity Raid) و واکنش تهاجمی قیمت صورت می‌گیرد. ویدیو آموزشی معامله بدون تغییر ساختار بازار از کانال یوتیوب TTrades:

اهمیت این رویکرد از آن‌جا ناشی می‌شود که در بسیاری از شرایط بازار، به‌ویژه در سشن‌های فعال، حرکت اصلی قیمت پیش از شکل‌گیری MSS یا MSB رخ می‌دهد. در این حالت، انتظار برای تغییر ساختار باعث ورود دیرهنگام، افزایش ریسک و کاهش نسبت ریسک به بازده می‌شود. سه نکته مهم در معامله بدون MSS و MSB:

  • رسیدن قیمت به یک ناحیه با ارزش بالا در تایم‌فریم بالاتر؛
  • جمع‌آوری نقدینگی یک سقف یا کف کوتاه‌مدت قبل از ورود به آن ناحیه؛
  • بازگشت قیمت سریع، شدید و نامتوازن.
معامله بدون MSS و MSB
مهمترین نکات در معامله بدون استفاده از تغییر ساختار بازار در ICT

مزایا و معایب ورود بدون تغییر ساختار بازار

ورود به معامله بدون انتظار برای MSS و MSB مزایا و محدودیت‌های خاص خود را دارد که آگاهی از آن‌ها برای اجرای صحیح این مدل ضروری است. این رویکرد می‌تواند منجر به ورودهای سریع‌تر و بهینه‌تر شود، اما در صورت نبود مهارت کافی، ریسک خطای تحلیلی را افزایش می‌دهد. جدول مزایا و معایب ورود بدون MSS و MSB:

مزایا ورود بدون MSS/MSB

معایب ورود بدون MSS/MSB

ورود زودهنگام به حرکت اصلی بازار

حساسیت بالا به تشخیص نادرست Liquidity Raid

بهبود نسبت ریسک به بازده (R:R)

نیاز به دقت بالا در انتخاب POI تایم‌فریم بالاتر

حذف تاخیر ناشی از انتظار برای MSS/MSB

نامناسب برای معامله‌گران کم‌تجربه

هماهنگی بالا با حرکات سریع سشن‌های فعال

احتمال بالاتر حرکات فیک در بازارهایی با نقدینگی کم

استفاده موثر از FVG بدون شکست ساختار

وابستگی شدید به واکنش قیمت پس از نقدینگی

کاربردپذیری در بازار رنج و اصلاح روند

دشواری تعیین Bias بدونHTF

کاهش FOMO در حرکات اولیه بازار

نیاز به هماهنگی دقیق HTF و LTF

انعطاف‌پذیری در تایم‌فریم ورود (1M–15M)

ریسک زیان‌های متوالی در مدیریت ضعیف

عوامل کلیدی در استراتژی ترید بدون MSS و MSB

این استراتژی بر شناسایی نواحی با بیشترین احتمال واکنش قیمت و تحلیل رفتار آن پس از جمع‌آوری نقدینگی تمرکز دارد. منطق اصلی مدل، استفاده از تایم‌فریم بالاتر و واکنش سریع بازار پس از شکست‌های کوتاه‌مدت است. دو عامل مهم در استفاده از ورود بدون تغییر ساختار بازار:

1# نقاط پر اهمیت در تایم‌فریم بالاتر (Higher Timeframe Points of Interest)

نقاطی مانند سقف‌ها و کف‌ها، شکاف‌های ارزش منصفانه (FVG)، اردر بلاک‌ها (Order Blocks) و سایر نواحی مهم نقدینگی که در تایم‌فریم بالاتر مشخص می‌شوند.

این نواحی به‌عنوان محدوده‌های تصمیم‌گیری بازار عمل می‌کنند و واکنش قیمت در آن‌ها معمولاً منشأ حرکات تهاجمی یا بازگشتی با اعتبار بالاتر است.

شماتیک استراتژی ترید بدون MSS و MSB
نحوه عملکرد شماتیکی معامله بدون تغییر یا شکست بازار

2# حرکت‌های قوی پس از شکست کوتاه‌مدت سقف یا کف (Liquidity Raid)

پس از شکست یک سقف یا کف کوتاه‌مدت، قیمت باید به‌سرعت و با شدت به محدوده قبلی بازگردد. این نوع حرکت‌ها معمولاً به ایجاد فرصت‌های معاملاتی در محدوده فیمت متعادل (BPR) و Box setup منجر می‌شوند.

در این حالت می‌توان از  سطوح OTE در سبک ICT برای شناسایی نقاط ورود دقیق استفاده کرد.

شماتیک مدل معامله بدون تغییر ساختار بازار
نحوه عملکرد شماتیکی استراتژی ترید بدون MSS و MSBدر سبک ICT

چگونه MSS و MSB را شناسایی کنیم؟

شناسایی فرصت‌های معاملاتی در این مدل نیازمند یک فرآیند مرحله‌ای و ساختارمند است. ابتدا باید نواحی با بیشترین اهمیت در تایم‌فریم بالاتر مشخص شوند و سپس رفتار قیمت هنگام جمع‌آوری نقدینگی بررسی شود. ترکیب این دو مرحله، مبنای تشخیص ورودهای دقیق بدون وابستگی به تغییر یا شکست ساختار بازار را شکل می‌دهد.

مراحل شناسایی فرصت‌های ترید بدون MSS و MSB:

1# شناسایی نواحی پر اهمیت در تایم‌فریم بالاتر

برای شناسایی نواحی پر اهمیت میتوان نکات زیر را در نظر گرفت:

  • نواحی پر اهمیت می‌توانند کف‌ها یا سقف‌های قبلی در تایم‌فریم‌هایی مانند 15 دقیقه یا یک ساعت باشند؛
  • وقتی قیمت به این نقاط می‌رسد، باید احتمال حرکت شدید به سمت بالا یا پایین را در نظر داشته باشید.

2# شکار نقدینگی (Liquidity Raid)

نکات مهم در شکار نقدینگی به شرح زیر است:

  • شکست یک سقف یا کف کوتاه‌مدت و بازگشت سریع قیمت به محدوده قبلی معمولاً یک حرکت قوی و مهم را نشان می‌دهد؛
  • این حرکت‌ها می‌توانند کندل‌هایی با سایه بلند (Hammer یا Shooter) در تایم‌فریم‌های بالاتر ایجاد کنند.

نکات مهم در معامله بدون تغییر یا شکست بازار

این استراتژی علاوه بر ورود به معاملات، می‌تواند برای تعیین جهت کلی بازار یا بایاس روزانه (Daily Bias) نیز مورد استفاده قرار گیرد. مهم‌ترین عنصر این مدل، شناسایی حرکت شدید قیمت است که پس از شکست یک کف یا سقف کوتاه‌مدت رخ می‌دهد.

این حرکت‌های شدید معمولاً نشان‌دهنده نقاط بازگشت قوی بازار هستند. برای شناسایی دقیق نقاط ورود، استفاده از تایم‌فریم‌های مختلف مانند 1 دقیقه یا 15 دقیقه ضروری است، زیرا این تایم‌فریم‌ها جزئیات بیشتری از تغییرات ساختار بازار را نمایش می‌دهند.

نکته: برای معامله بدون تغییر ساختار بازار ابتدا باید با مفهوم MSS یا MSB آشنا بود. آموزش تغییر ساختار بازار از سایت FXopen:

تغییر ساختار بازار
آموزش نخوه استفاده از تغییر ساختار بازار (MSS)؛ منبع: FXopen

مثال معامله بدون تغییر یا شکست بازار

در نمودار زیر قیمت در تایم‌فریم ‌های بالاتر به نقاط پر اهمیت رسیده و انتظار می‌رود به این ناحیه واکنش نشان دهد. در این شرایط می‌توان بدون نیاز به تغییر یا شکست ساختار بازار و با استفاده از ابزارهای مناسب (FVG، OTE، Order Block و ...) وارد معامله شد.

در مثال زیر نقطه ورود با استفاده از سطوح OTE تعیین شده است.

نمونه معامله بدون تغییر یا شکست بازار با OTE
استراتژی ترید بدون تغییر یا شکست بازار (MSS و MSB) در چارت 5 دقیقه پوند به دلار

در مثال زیر نقطه ورود با استفاده از FVG مشخص شده است.

نمونه معامله بدون تغییر یا شکست بازار با FVG
استراتژی ترید بدون تغییر یا شکست بازار (MSS و MSB) با استفاده از FVG

اشتباهات رایج در استفاده از معامله بدون MSS و MSB

اجرای موفق مدل معامله بدون MSS/MSB نیازمند دقت بالا و پرهیز از خطاهای رایج تحلیلی است. بسیاری از ضررها در این استراتژی نه به‌دلیل ضعف مدل، بلکه به‌علت اجرای نادرست و برداشت اشتباه از مفاهیم کلیدی رخ می‌دهد. انواع اشتباهات رایج در معامله بدون MSS و MSB:

اشتباهات رایج در MSS و MSB
خطاهای رایج تحلیلی در معامله بدون استفاده از تغییر ساختار بازار در ICT
  • ورود بدون تایید تایم‌فریم بالاتر (HTF): یکی از رایج‌ترین خطاها، ورود در تایم‌فریم پایین بدون قرار گرفتن قیمت در ناحیه پر اهمیت تایم‌فریم بالاتر است. در این شرایط، واکنش قیمت معمولا کوتاه‌مدت و ناپایدار باقی می‌ماند. این نوع ورود اغلب منجر به افزایش معاملات کم‌کیفیت می‌شود؛
  • اشتباه گرفتن هر شکست کوتاه‌مدت با Liquidity Raid: هر شکست سقف یا کف لزوماً به معنای شکار نقدینگی نیست و نیاز به تأیید دارد. معتبر باید با بازگشت سریع و تهاجمی قیمت همراه باشد. نبود این ویژگی معمولاً نشانه ادامه حرکت در جهت شکست است؛
  • نادیده گرفتن شدت و سرعت بازگشت قیمت: در این استراتژی، قدرت و سرعت بازگشت اهمیت بیشتری نسبت به شکل ظاهری الگوها دارد. بازگشت کند یا اصلاحی بیانگر ضعف فشار سفارشات معکوس است. چنین واکنشی معمولاً اعتبار ورود را کاهش می‌دهد؛
  • عدم هماهنگی بین تایم‌فریم بالا و پایین: ورود بدون هم‌راستایی بین تایم‌فریم‌های مختلف باعث افزایش نویز و خطای تحلیلی می‌شود. این عدم هماهنگی سیگنال‌ها را متناقض می‌کند. هم‌پوشانی HTF و LTF یکی از پایه‌های اصلی این مدل است؛
  • استفاده مکانیکی از FVG یا OTE: به‌کارگیری FVG یا OTE بدون وجود Liquidity Raid معتبر، ورود را به یک تصمیم مکانیکی تبدیل می‌کند. این ابزارها به‌تنهایی سیگنال ورود محسوب نمی‌شوند. نقش اصلی آن‌ها تأیید کانتکست بازار است؛
  • ورود زودهنگام بدون تایید رفتار قیمت: صرف رسیدن قیمت به POI مجوز ورود صادر نمی‌کند. رفتار قیمت باید عدم تعادل و فشار واضح سفارشات را نشان دهد. ورود پیش از مشاهده این نشانه‌ها، ریسک فیل شدن معامله را بالا می‌برد؛
  • بی‌توجهی به شرایط بازار و سشن معاملاتی: این مدل به جریان نقدینگی فعال وابستگی بالایی دارد. اجرای آن در بازار کم‌حجم یا خارج از سشن‌های اصلی، دقت تحلیل را کاهش می‌دهد. بیشترین کارایی معمولاً در سشن‌های لندن و نیویورک دیده می‌شود؛
  • مدیریت ریسک ضعیف در ورودهای زودهنگام: ورود بدون MSS/MSB ذاتا حساس‌تر از ورودهای تأخیری است. حد ضرر نامشخص یا حجم نامتناسب، اثر خطا را چند برابر می‌کند. در این مدل، کنترل ریسک اهمیت بیشتری نسبت به نقطه ورود دارد.

استفاده از اندیکاتور اف وی جی در معامله بدون تغییر ساختار بازار

اندیکاتور شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap - FVG) ابزاری تحلیلی در چارچوب مفاهیم اسمارت مانی و ICT است که با هدف شناسایی عدم تعادل بین عرضه و تقاضا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

شکل‌گیری FVG زمانی رخ می‌دهد که بازار با یک حرکت تهاجمی و سریع مواجه می‌شود؛ حرکتی که نشان‌دهنده برتری موقت خریداران یا فروشندگان است. در چنین شرایطی، قیمت فرصت پر شدن کامل معاملات را ندارد و شکافی در ساختار کندلی باقی می‌ماند. ویدیو آموزش استفاده از اندیکاتور اف وی جی:

از نظر ساختاری، FVG بر پایه یک توالی سه‌ کندلی تعریف می‌شود؛ به‌طوری که فاصله قیمتی بین کندل اول و سوم، ناحیه شکاف ارزش منصفانه را تشکیل می‌دهد. این ناحیه معمولا به‌عنوان محدوده‌ای با پتانسیل بازگشت قیمت در آینده عمل می‌کند. دلیل این رفتار، تمایل بازار به بازگشت به نقاطی است که در آن‌ها عدم تعادل سفارشات وجود داشته است.

در مدل معامله بدون تغییر یا شکست ساختار بازار (بدون MSS/MSB)، FVG نقش کلیدی ایفا می‌کند. در این رویکرد، معامله‌گر منتظر تغییر رسمی ساختار بازار نمی‌ماند، بلکه تمرکز خود را بر واکنش قیمت به نواحی باارزش در تایم‌فریم‌های بالاتر قرار می‌دهد.

اف وی جی یکی از مهم‌ترین این نواحی محسوب می‌شود، زیرا اغلب پس از شکار نقدینگی کوتاه‌مدت شکل می‌گیرد و می‌تواند نقطه آغاز حرکت بازگشتی باشد.

استفاده از FVG در این مدل به معامله‌گر اجازه می‌دهد پیش از وقوع MSS یا MSB وارد معامله شود. زمانی که قیمت پس از یک Liquidity Raid به ناحیه FVG بازمی‌گردد و واکنش سریع و نامتوازن نشان می‌دهد، می‌توان آن را به‌عنوان سیگنال ورود معتبر در نظر گرفت. این نوع ورود معمولا با حد ضرر کوتاه‌تر و نسبت ریسک به بازده بهینه‌تری همراه است.

با این حال، FVG نباید به‌صورت مستقل استفاده شود. اعتبار این نواحی زمانی افزایش می‌یابد که با کانتکست تایم‌فریم بالاتر، جهت کلی بازار و رفتار نقدینگی هم‌راستا باشند. در غیر این صورت، شکاف‌های قیمتی می‌توانند صرفاً اصلاحی یا ناکارآمد باشند.

در مجموع، FVG ابزاری مکمل و قدرتمند برای معامله‌گران سبک ICT است که به‌ویژه در استراتژی‌های بدون تغییر ساختار بازار، امکان شناسایی دقیق‌تر نقاط ورود و خروج را فراهم می‌کند. درک صحیح نقدینگی و منطق عرضه و تقاضا، شرط اصلی استفاده مؤثر از این مفهوم است. لینک‌های دانلود اندیکاتور FVG:

جمع‌بندی

استراتژی معامله بدون تغییر یا شکست بازار مناسب برای معامله‌گرانی است که به دنبال شناسایی سریع فرصت‌های معاملاتی و کاهش وابستگی به تغییرات ساختار بازار هستند.

 با استفاده از این روش می‌توان با تمرکز بر نقاط پر اهمیت در تایم‌فریم‌های بالاتر و حرکت‌های قوی پس از شکار نقدینگی، بدون انتظار طولانی برای Market Structure Shift  یا Market Structure Break وارد معامله شد.

PDF Logo

پی دی اف معامله بدون تغییر یا شکست

برای دانلود نسخه‌ی پی دی اف معامله بدون تغییر یا شکست کلیک کنید

آزمون

5 سوال

سوال1: استراتژی معامله بدون تغییر یا شکست بازار در سبک ICT بر چه تعداد عنصر اصلی متکی است؟

سوال2: منظور از نقاط پر اهمیت در تایم‌فریم بالاتر کدام موارد است؟

سوال3: پس از شکست یک سقف یا کف کوتاه‌مدت، قیمت باید چه رفتاری از خود نشان دهد؟

سوال4: استراتژی معامله بدون تغییر یا شکست بازار علاوه بر ورود به معاملات، برای چه منظور دیگری قابل استفاده است؟

سوال5: کدام تایم‌فریم‌ها برای شناسایی دقیق نقاط ورود در این استراتژی ضروری هستند؟

پرسش‌های متداول

آیا استراتژی ترید بدون تغییر یا شکست بازار برای مبتدیان مناسب است؟

استفاده از این استراتژی به دلیل به‌کارگیری مفاهیم پیشرفته‌ای مانند نقدینگی (Liquidity) و نقاط علاقه (POI)، مناسب معامله‌گران با تجربه است.

چه زمانی باید از استراتژی ترید بدون MSS و MSB استفاده کرد؟

این استراتژی در بازارهای با نقدینگی بالا و نوسانات مناسب بهترین عملکرد را دارد. همچنین برای تایید ورود به معاملات، بهتر است از این استراتژی در کنار تحلیل تایم‌فریم‌های بالاتر استفاده کنید.

آیا می‌توان مدل بدون تغییر ساختار بازار در ICT را برای انواع دارایی‌ها استفاده کرد؟

بله، این استراتژی در تمامی بازارهای مالی از جمله فارکس، سهام، و ارزهای دیجیتال قابل اجرا است.

چگونه استراتژی ترید بدون تغییر یا شکست ساختار بازار برای تعیین Bias استفاده کنیم؟

برای تعیین جهت کلی بازار، ابتدا نقاط علاقه (POI) را در تایم‌فریم بالاتر شناسایی کنید. سپس به تایم‌فریم‌های پایین‌تر بروید و حرکات شدید قیمت پس از شکست کف یا سقف کوتاه‌مدت را بررسی کنید.

ابزارهای کلیدی در مدل ترید بدون تغییر یا شکست بازار چیست؟

ابزارهایی مانند FVG، Order Block، OTE و Balanced Price Range (BPR) برای شناسایی نقاط ورود و مدیریت معاملات استفاده می‌شوند.

آیا استفاده از تایم‌فریم‌های پایین‌تر ضروری است؟

بله، تایم‌فریم‌های پایین‌تر مانند 1 دقیقه یا 15 دقیقه جزئیات بیشتری از تغییرات بازار را نمایش می‌دهند و به شناسایی دقیق نقاط ورود کمک می‌کنند.

آیا معامله بدون MSS/MSB نیاز به تایید کندلی خاص دارد؟

در این مدل، وابستگی به الگوی کندلی مشخص وجود ندارد و کندل‌ها نقش شرط ورود را ایفا نمی‌کنند. تمرکز اصلی بر رفتار قیمت، سرعت واکنش و عدم تعادل سفارشات پس از جمع‌آوری نقدینگی است. کندل‌ها صرفا به‌عنوان ابزار تأییدکننده کانتکست استفاده می‌شوند.

تفاوت ورود بدون MSS/MSB با ترید خلاف روند چیست؟

ورود بدون MSS/MSB الزاما به معنای معامله خلاف روند نیست و اغلب در راستای جهت تایم‌فریم بالاتر انجام می‌شود. این مدل بر اصلاح‌ها و بازگشت‌های موقت قیمت تمرکز دارد، نه تغییر جهت کلی بازار. کانتکست HTF تعیین‌کننده مسیر اصلی معامله است.

آیا می‌توان بدون Liquidity Raid از این استراتژی استفاده کرد؟

Liquidity Raid یکی از ارکان اصلی اعتبار این مدل محسوب می‌شود و حذف آن کیفیت ورود را به‌شدت کاهش می‌دهد. نبود جمع‌آوری نقدینگی معمولاً باعث می‌شود واکنش قیمت فیک یا کوتاه‌مدت باشد. در چنین شرایطی، ورود بدون MSS/MSB توصیه نمی‌شود.

بهترین نوع حد ضرر در معاملات بدون MSS/MSB چیست؟

حد ضرر معمولا پشت ناحیه POI یا در انتهای محدوده Liquidity Raid قرار داده می‌شود. استفاده از استاپ‌های کوتاه و ساختاری با منطق بازار هم‌خوانی بیشتری دارد. جابه‌جایی زودهنگام حد ضرر می‌تواند اعتبار سناریوی ورود را از بین ببرد.

آیا این مدل برای اسکالپ مناسب‌تر است یا اینتردی؟

این استراتژی انعطاف‌پذیر است اما بیشترین کاربرد آن در معاملات اینتردی دیده می‌شود. حرکات تهاجمی پس از Liquidity Raid معمولاً در سشن‌های فعال شکل می‌گیرند. استفاده از آن در اسکالپ نیازمند دقت و تجربه بالاتری است.

نقش Balanced Price Range (BPR) در این استراتژی چیست؟

است. این ناحیه می‌تواند محل ورود یا ادامه حرکت بازار باشد. ترکیب BPR با FVG اعتبار تحلیل را افزایش می‌دهد.

score of blog
5 از 5.0
(1)
به این مطلب امتیاز دهید
0نظر
با سرویس پیشنهادی معامله کنید
adثبت نام صرافی ال بانک
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر لایت فایننس
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام پراپ فاندد نکست
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر آی اف سی مارکتس
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر آلپاری
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام صرافی تبدیل
سرمایه شما در خطر است.