در تحلیل بازارهای مالی به سبک ICT ، استفاده از نقاط مورد توجه (Points of Interest - POI) در تایمفریمهای بالاتر برای تحلیل روند در جریان و در تایمفریمهای پایینتر برای استراتژیهای مربوط به ورود به معامله استفاده میشود.
به صورت کلی، قیمت تمایل دارد تا به به سمت نقاط قابل توجه (POI) حرکت کند؛ از این رو، با شناسایی این نقاط، شناسایی ساختار بازار (Market Structure) و جهت روند احتمالی امکانپذیر میشود.

نقطه قابل توجه (POI) در سبک ICT چیست؟
در سبک ICT، نقطه مورد توجه (Point of Interest) به مناطقی از نمودار گفته شده که احتمالا قیمت در آن ناحیه واکنش نشان میدهد. این نقاط میتوانند سطوح حمایت و مقاومت، بلوکهای سفارش، شکافهای ارزش منصفانه یا هر ناحیه دیگری باشند که با تمرکز بر فعالیت پول هوشمند (Smart Money) همراه هستند.
در مقاله آموزش POI در ICT سایت SCRIBD این مفهوم به صورت کامل آموزش داده شده است.

نحوه شناسایی نقاط مورد توجه (POI) در تایمفریمهای بالاتر
برای استفاده از POI در تحلیل، لازم است ابتدا نقاط کلیدی تایمفریمهای بالاتر شناسایی شوند. در کانال یوتیوب TTrades این مفهوم در تایم فریم بالاتر به صورت ویدیویی آموزش داده شده است:
پنج عنصر اصلی که باید به آنها توجه شود عبارتند از:
سقفها و کفها (Highs and Lows)
این نقاط معمولا به عنوان مغناطیس قیمتی عمل میکنند و باید مشخص شود که کدام سقفها و کفها شکسته شده و کدام هدف احتمالی بعدی قیمت هستند. برای مثال، کفهای نزدیک به یکدیگر که قیمت به سمت آنها حرکت کرده و سپس بازگشته است، نشاندهنده مناطقی برای ورود احتمالی هستند.
شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gaps)
شکافهای ارزش منصفانه (FVG) در اثر حرکت سریع قیمت ایجاد شده و اغلب مناطقی برای بازگشت یا ادامه روند هستند. این شکافها معمولاً در تایمفریمهای بالاتر قابل مشاهده هستند و به عنوان نقاط مهم برای برگشت یا ادامه حرکت قیمت استفاده میشوند.

بلوکهای سفارش (Order Blocks)
بلوکهای سفارش (OB) مناطقی هستند که در آنها بانکها یا موسسات مالی بزرگ وارد شدهاند. این مناطق معمولاً با بازگشت قیمت همراه هستند و میتوانند نقاط ورود یا خروج باشند. معاملهگران معمولاً به دنبال واکنشهای قیمتی در این بلوکها هستند تا تأییدیه لازم برای ورود را دریافت کنند.
ورود بهینه به معامله (Optimal Trade Entry)
ستاپ OTE به معنای ورود به معامله در ناحیهای از فیبوناچی (میان 61.8٪ تا 79٪) است که نسبت به حرکت قبلی، در ناحیه ارزان فروشی (Discount Zone) یا ناحیه گران فروشی (Premium Zone) قرار دارد. برای استفاده مؤثر از OTE، ابتدا باید یک حرکت مشخص (صعودی یا نزولی) شناسایی شده و سپس، ابزار فیبوناچی برای یافتن ناحیه مناسب به کار گرفته شود.
نقدینگی داخلی محدوده (Internal Range Liquidity)
این نقدینگی معمولاً درون یک محدوده قیمتی یافت شده و به عنوان نقطهای برای تغییر روند یا ادامه حرکت قیمت استفاده میشود. برای مثال، هنگام نوسان قیمت، میان دو سطح کلیدی، معاملهگران میتوانند با شناسایی نقاط نقدینگی داخلی، فرصتهای معاملاتی را پیدا کنند.
نقدینگی خارجی محدوده (External Range Liquidity)
این نوع نقدینگی معمولاً در خارج از محدوده قیمتی فعلی یافت شده و به عنوان نقاطی برای شکست قیمتی یا تغییر روند مهم مورد استفاده قرار میگیرد. برای مثال، درصورت نزدیک شدن قیمت به سطوح کلیدی خارج از محدوده فعلی (مانند سقف یا کف قبلی)، معاملهگران میتوانند این نقاط را بهعنوان اهداف یا نقاط ورود و خروج شناسایی کنند.
نقدینگی خارجی محدوده بهویژه در شرایط خروج بازار از حالت خنثی، فرصتهای معاملاتی بزرگی ارائه میدهد.

نحوه استفاده از POI برای ورود در تایمفریمهای پایینتر
بعد از شناسایی POI در تایمفریم بالاتر، این نواحی بهعنوان چارچوب تحلیلی برای بررسی رفتار قیمت در تایم فریمهای پایینتر به کار گرفته میشوند. در این مرحله، تمرکز اصلی بر واکنش قیمت به محدوده POI و تغییرات ساختار بازار قرار میگیرد.
همچنین، بررسی همزمان نقدینگی و ساختار داخلی بازار در تایمفریم پایینتر، نقش تعیینکنندهای در اعتبار نقاط ورود دارد؛ مراحل این فرآیند عبارتند از:
1# بررسی شکست سقفها یا کفها
پس از رسیدن قیمت به POI، باید شکست سقف یا کفها ارزیابی شود. شکست این سطوح نشاندهنده قدرت روند یا ضعف آن است و سیگنال اولیهای برای ورود به معامله صادر میکند. اگر سقف یا کف شکسته شده و قیمت به سرعت بازگردد، احتمالا نشانهای از تغییر روند خواهد بود.
2# جستوجوی شکافهای ارزش منصفانه
در تایمفریم پایینتر، میتوان شکافهای ارزش منصفانه (FVG) کوچکتری پیدا کرد. این شکافها مناطقی برای ورود هستند، چرا که معمولا قیمت تمایل دارد تا آنها را پر کند. معاملهگران میتوانند این مناطق را با استفاده از ابزارهای تکنیکال مانند فیبوناچی یا خطوط روند شناسایی کنند.
3# شناسایی بلوکهای سفارش محلی
بلوکهای سفارش (Order Block) در تایمفریمهای پایینتر نقاطی برای ورود دقیقتر به معامله هستند. برای مثال، اگر قیمت به بلوک سفارشی برخورد کند و واکنش نشان دهد، میتوان انتظار بازگشت یا ادامه حرکت را داشت. معاملهگران حرفهای معمولا به دنبال تأیید اضافی در این مناطق هستند.
4# مشاهده تغییر ساختار بازار (Market Structure Shift)
تغییر ساختار بازار در تایمفریم پایینتر، گاها نشانهای از تغییر روند در جهت POI است. برای مثال، اگر قیمت پس از شکستن یک سقف به سرعت بازگردد، ممکن است نشانهای از تغییر روند باشد. این تغییرات معمولاً با حجم بالا و کندلهای قوی همراه هستند.
5# استفاده از ابزار OTE
پس از شناسایی یک حرکت قابلتوجه در تایم فریم پایینتر، میتوان بر اساس ستاپ OTE و با استفاده از ابزار فیبوناچی، نقاط مناسب سفارشهای مربوط به معامله مانند سفارش ورود به معامله، سفارش حد سود و حد ضرر را شناسایی کرد؛ همچنین، امکان شناسایی نقاط مختلف جهت ورود چند مرحلهای به معامله نیز فراهم میشود.

اسکرینر شناسایی نقدینگی (Sweep Swing)
اسکرینر Sweep Swing در تریدینگ ویو ابزاری پیشرفته برای شناسایی نقاط بازگشتی بازار است که بر اساس منطق جارو شدن نقدینگی (Liquidity Sweep) و تحلیل نقاط نوسانی (Swing Points) طراحی شده است.
این ابزار بهطور خودکار نمودارها را اسکن کرده و نواحی خاصی را شناسایی میکند که احتمال بازگشت قیمت در آنها بالا است. به کمک این اسکرینر، معاملهگران قادر خواهند بود نقاط ورود و خروج با احتمال موفقیت بالا را شناسایی کنند.
اسکرینر شناسایی نقدینگی تریدینگ فایندر بر مبنای سه مولفه اصلی طراحی شده است: ساختار بازار، رفتار نقدینگی، و تأیید کندلی. ابتدا نقاط نوسانی مهم مانند سقفها و کفها شناسایی میشوند که معمولاً محل تجمع نقدینگی و سفارشهای استاپلاس هستند.
سپس، ناحیهای به نام "منطقه واکنش" از سطح نوسان تا بالاترین یا پایینترین قیمت باز یا بستهشدن کندل مربوطه تعیین میشود. این ناحیه بهعنوان یک محدوده کلیدی برای ارزیابی واکنش قیمت و صدور سیگنالهای معاملاتی استفاده میشود.

یکی از ویژگیهای منحصر بهفرد این اسکرینر، تشخیص جارو شدن نقدینگی است. در این مرحله، ابزار بررسی میکند که آیا قیمت از سطح نوسان عبور کرده یا تنها جارو نقدینگی بوده است. پس از این، با استفاده از تایید کندلی، سیگنالهای خرید یا فروش صادر میشود.
بهطور خاص، در روند صعودی، سیگنال خرید زمانی صادر میشود که قیمت به ناحیه واکنش بازگشته و کندل تایید در آن بسته شود. در روند نزولی، سیگنال فروش زمانی صادر میشود که قیمت از سقف نوسانی عبور کرده و سپس به ناحیه واکنش بازگردد.
Sweep Swing Screener همچنین با فیلتر کردن شکستهای جعلی و تمرکز بر نواحی جذب نقدینگی، سیگنالهای دقیقتری را برای ورود و خروج به بازار ارائه میدهد. این ابزار با قابلیت تنظیمات دقیق مانند دوره زمانی شناسایی نوسانات، حداکثر نوسانات برگشتی، و فاصله مجاز بین نوسان و سیگنال، به معاملهگران کمک میکند تا استراتژیهای دقیقتری را برای معاملات خود انتخاب کنند.
مثال شناسایی نقاط شکست و سوئینگ با اسکرینر Sweep Swing
در تصویر زیر، نقاط سوئینگ پایینی و محدوده شکست سقف بهطور واضح شناسایی شدهاند. اسکرینر Sweep Swing ابتدا نوسانات قیمت را شناسایی کرده و ناحیهای به نام "منطقه واکنش" را تعیین میکند که از سطح نوسان تا بالاترین یا پایینترین قیمت بستهشدن کندل امتداد دارد. سپس این ابزار بررسی میکند که آیا قیمت از سطح نوسان عبور کرده و یا جارو نقدینگی اتفاق افتاده است.
این اسکرینر با فیلتر کردن شکستهای جعلی و تمرکز بر نواحی جذب نقدینگی، سیگنالهای دقیقتری برای ورود و خروج به بازار صادر میکند، که میتواند بهطور قابلتوجهی به بهبود تصمیمات معاملاتی شما کمک کند.

جدول جامع ترکیب نقاط مورد توجه (POI) با ابزارهای تحلیل فنی
در این بخش، به ترکیب نقاط مورد توجه (POI) با ابزارهای تحلیل فنی مختلف پرداخته میشود تا فرصتهای معاملاتی دقیقتری شناسایی شود. این جدول کمک میکند تا نقاط ورود و خروج بهطور مؤثرتر و با استفاده از ابزارهای مختلف تحلیل، شفافتر شود.
نوع POI | ابزارهای تحلیلی ترکیبی | نقاط ورود و خروج پیشنهادی | نکات مدیریت ریسک |
POI روانشناختی | سطوح فیبوناچی (0.618، 0.79) | ورود در ناحیه OTE (بین 61.8% و 79%)، خروج در سطح مقاومتی نزدیک به نقطه POI | استفاده از سطوح فیبوناچی برای تعیین توقف ضرر و حد سود |
POI الگوریتمی | شکافهای ارزش منصفانه (FVG) | ورود به بازار پس از پر شدن شکاف، خروج در نزدیکی سطح پشتیبانی یا مقاومت | تعیین حد ضرر در نزدیکی مرز شکاف یا نقاط بازگشتی فیبوناچی |
POI در بلوکهای سفارش | شاخصهای حجم (Volume Indicators) | ورود زمانی که حجم معاملات افزایش مییابد، خروج زمانی که حجم به طور قابلتوجهی کاهش مییابد | استفاده از حجم معاملات برای تایید نقاط ورود و خروج |
POI در مناطق پشتیبانی/مقاومت | خطوط روند، سطوح پشتیبانی/مقاومت | ورود در نزدیکی سطوح پشتیبانی در روند صعودی یا در نزدیکی سطوح مقاومت در روند نزولی، خروج در سطوح شکست قیمت | استفاده از نقاط شکست ساختار بازار (BOS) برای مدیریت ریسک |
POI شکافهای قیمتی (Gap) | تحلیل فنی (Trendlines, RSI) | ورود به بازار پس از بسته شدن شکاف، خروج زمانی که قیمت به حد معینی از روند قبلی بازمیگردد | تنظیم توقف ضرر در مرزهای بالاتر یا پایینتر شکافهای قیمتی (Gap) |
چگونه نقاط مورد توجه (POI) را با ابزارهای تحلیلی دیگر مانند فیبوناچی و شکافهای ارزش منصفانه (FVG) ترکیب کنیم؟
یکی از روشهای موثر در تحلیل بازار، ترکیب نقاط مورد توجه (POI) با سایر ابزارهای تحلیلی مانند فیبوناچی و شکافهای ارزش منصفانه (FVG) است. این ترکیب، به تحلیلگر این امکان را میدهد که به نقاط ورود با احتمال بالاتری دست یابد و تصمیمات معاملاتی دقیقتری بگیرد.
برای مثال، هنگامی که یک POI در نزدیکی سطح فیبوناچی مانند 61.8% قرار دارد، احتمال بازگشت قیمت در این نقطه افزایش مییابد.
همچنین، شکافهای ارزش منصفانه (FVG) که به دلیل حرکت سریع قیمت بهوجود میآیند، معمولاً مناطق مناسبی برای ورود به معامله هستند، بهخصوص وقتی که این مناطق با POIها همپوشانی داشته باشند. این همپوشانی میتواند به عنوان تأییدی برای استراتژیهای معاملاتی باشد و باعث افزایش دقت پیشبینیها در بازارهای نوسانی شود.
نکات کلیدی در استفاده از POI ها برای بهینهسازی استراتژیهای معاملاتی
استفاده از نقاط مورد توجه (POI) در استراتژیهای معاملاتی میتواند دقت و اثربخشی را افزایش دهد. POIها بهعنوان مناطق حساس در نمودار، نشاندهنده نقاط بازگشتی یا ادامهدهنده روند هستند. ترکیب این نقاط با ابزارهای تحلیل تکنیکال و توجه به جزئیاتی مانند حجم معاملات میتواند به بهبود تصمیمات معاملاتی کمک کند. در ادامه، نکات کلیدی برای استفاده بهینه از POIها آورده شده است:

مدیریت ریسک در معاملات با استفاده از POI ها
استفاده از نقاط مورد توجه (POI) در استراتژیهای مدیریت ریسک، روشی کارآمد برای کاهش احتمال ضرر و افزایش میزان موفقیت در معاملات است .POI ها بهعنوان نقاط حساس در بازار، نه تنها بهعنوان مناطق ورود و خروج بلکه بهعنوان نقاطی برای تنظیم سطح توقف ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) عمل میکنند.
یکی از مهمترین کاربردهای POIها در مدیریت ریسک، شناسایی نقاطی است که احتمال بازگشت یا ادامه روند قیمت در آنها بالا است. با تنظیم سطوح توقف ضرر در نزدیکی این نقاط، میتوان ریسک معامله را به حداقل رساند و از ورود به معاملات خطرناک جلوگیری کرد. علاوه بر این، در هنگام استفاده از POIها برای تعیین نقاط ورود، میتوان از تحلیل حجم معاملات (Volume) و تأثیرات روانشناسی بازار برای ایجاد تاییدیههای اضافی برای معامله بهره برد.
فعالیت نقاط مورد توجه (POI) در پاسخ به تغییرات ساختار
نقاط مورد توجه (POI) بهطور پویا در پاسخ به تغییرات ساختار بازار و نوسانات قیمت تغییر میکنند. این تغییرات معمولاً با توجه به الگوهای قیمت و حرکات نوسانی بازار شکل میگیرند. بهعنوان مثال، اگر قیمت بهطور ناگهانی به یک سطح جدید برسد و ساختار بازار تغییر کند، ممکن است نقاط جدیدی از POI در آن ناحیه شکل گیرند که باید شناسایی شوند.
شناسایی POIهای جدید در چنین شرایطی نیاز به بررسی دقیقتر نوسانات و حرکت قیمت در تایمفریمهای مختلف دارد. این نقاط جدید معمولاً بهعنوان فرصتهایی برای ورود به معاملات با ریسک کمتر و پتانسیل سود بالاتر در نظر گرفته میشوند. همچنین، این بخش به نحوه تنظیم استراتژیهای معاملاتی برای همراستا کردن آنها با این نقاط جدید POI خواهد پرداخت.
اشتباهات رایج در استفاده از نقاط مورد توجه (POI) و روشهای جلوگیری از آنها
نقاط مورد توجه یا POI یکی از اجزای کلیدی در تحلیل بازار بر پایه اسمارت مانی محسوب میشوند، اما استفاده نادرست از آنها میتواند دقت تحلیل را کاهش دهد و ریسک معاملات را افزایش دهد. شناخت خطاهای رایج و رعایت اصول صحیح، نقش مهمی در افزایش اعتبار POI دارد.
- نادیده گرفتن نقدینگی: استفاده از POI بدون بررسی نقدینگی اطراف آن باعث ورود به نواحی ضعیف و غیرقابل اتکا میشود؛
- انتخاب تایمفریم نامناسب: تحلیل POI در تایمفریمهای نامرتبط با استراتژی معاملاتی، منجر به سیگنالهای زودهنگام یا دیرهنگام میشود؛
- اعتماد به POI با حجم پایین: تکیه بر نواحی که حجم معاملات در آنها ضعیف است، احتمال شکست تحلیل و سیگنالهای اشتباه را افزایش میدهد؛
- عدم همپوشانی با سطوح کلیدی: استفاده از POI بدون تطبیق با سطوح حمایت و مقاومت، اعتبار ناحیه را بهطور قابل توجهی کاهش میدهد.

جمعبندی
در تحلیل به سبک ICT، شناسایی و استفاده از نقاط مورد توجه (POI) در تایمفریمهای بالاتر بهعنوان نواحی کلیدی واکنش قیمتی و تحلیل تایمفریمهای پایینتر برای یافتن ورودیهای دقیق، محور اصلی است.
مفاهیم دیگر این سبک ازجمله ساختار بازار، شکافهای قیمتی، بلوکهای سفارش و نقدینگی داخلی و خارجی محدوده، ابزارهایی هستند که برای پیشبینی حرکتهای آینده و شناسایی نواحی بالقوه تغییر یا ادامه روند به کار میروند.





