نفوذ به آستانه میانی در ICT (Consequent Encroachment) – دلیل اهمیت CE در ICT

سطح مقاله:
متوسط
فرهاد دیوی

ویرایش و بررسی:

فرهاد دیوی
سجاد کهن سال

صحت سنجی:

سجاد کهن سال
تاریخ به‌روزرسانی:
نظرات:۰
بازدیدها:۳٬۴۱۳
19 دقیقه

نفوذ به آستانه میانی یا Consequent Encroachment [به اختصار CE] بر سطحی تمرکز دارد که قیمت با احتمال بالایی به آن واکنش نشان می دهد؛ بدین ترتیب این سبک نقش مهمی به ویژه در تحلیل شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap) یا سایر ساختارهای معاملاتی دارد. معامله گران با استفاده از این مفهوم می توانند نقاط ورود و خروج مناسب را بازار شناسایی کنند.

نفوذ به آستانه میانی در واقع مرزی است که میان ناحیه ناکارآمدی و نقطه تعادل قیمت قرار می گیرد و به همین دلیل واکنش بازار در آن، نظم مشخص تری نسبت به دیگر بخش های ساختار دارد.

این سطح، احتمال بازگشت کوتاه مدت یا آغاز ادامه حرکت روند را افزایش می دهد و به عنوان یک نقطه تصمیم گیری دقیق مورد توجه قرار می گیرد. همچنین استفاده از CE باعث می شود معامله گر بدون نیاز به پر شدن کامل ناحیه، بتواند رفتار آینده قیمت را با دقت بیشتری ارزیابی کند.

آستانه میانی (Consequent Encroachment)
شکل مفهومی آستانه میانی و ترکیب با هر یک از مفاهیم FVG یا OB یا BB 

مفهوم نفوذ به آستانه میانی (ICT Consequent Encroachment) چیست؟

نفوذ به آستانه میانی یا CE، به سطح 50 درصدی ساختار معاملاتی، مانند خط وسط یک شکاف ارزش منصفانه (FVG) یا دیگر ابزارهای محدوده ارزان فروشی و گران فروشی (ICT PD Array) اشاره دارد. این سطح به عنوان "میانه" شکاف یاناحیه تعادل قیمتی شناخته می شود که احتمال واکنش قیمت به آن بسیار زیاد است.

در آستانه میانی، نیازی به انتظار برای پر شدن کامل ناحیه شکاف ارزش منصفانه یا اردر بلاک نیست؛ بلکه با شناسایی سطح CE درون آن، بستر اقدام برای معاملات فراهم می شود. این مفهوم برای تشخیص بازگشت یا ادامه حرکت قیمت در بازارهای مالی مانند بازار فارکس و کریپتوکارنسی و ...طراحی شده است.

این مفهوم در مقاله آموزش نفوذ به آستانه میانیسایت Writo-Finance آموزش داده شده است:

آموزش نفوذ به آستانه میانی
احتمال واکنش قیمت به محدوده 50 درصدی نواحی مهم قیمتی مانند شکاف ارزش منصفانه بالا است؛ منبع: Writo-Finance

چرا سطح CE در سبک ICT اهمیت دارد؟

در سبکICT ، سطح CE صرفا یک نقطه میانگین ریاضی نیست؛ بلکه نشان دهنده ناحیه ای است که بازار در آن به تعادل موقت میان خریداران و فروشندگان می رسد. زمانی که یک FVG یا هر PD Array دیگر ایجاد می شود، بخش هایی از بازار به شکل ناکارآمد حرکت کرده اند.

در این شرایط، نهادهای بزرگ اغلب برای تکمیل سفارشات خود به ناحیه میانی این عدم تعادل بازمی گردند. به همین دلیل سطح CE معمولا به عنوان نقطه ای شناخته می شود که قیمت در آن احتمال واکنش بالاتری دارد و می تواند آغازگر بازگشت های کوتاه مدت یا ادامه حرکت اصلی باشد.

این توضیح شفاف می کند که چرا معامله گران ICT اغلب منتظر پرشدن کامل یک ناحیه نمی مانند و سطح CE را به عنوان معیار تصمیم گیری مورد توجه قرار می دهند.

در کانال یوتیوب DodgysDD این مفهوم به صورت ویدیویی آموزش داده شده است:

مزایا و معایب استفاده از  CE

همچون دیگر مفاهیم سبک ICT، آستانه میانی نیز مزایا و معایب خاص خود را دارد:

معایب

مزایا

احتمال سیگنال های اشتباه در تایم فریم های کوچک

شناسایی سطوح کلیدی بازار

نیاز به تجربه بالا در تشخیص و استفاده صحیح

کاهش ریسک و بهبود مدیریت سرمایه

احتمال عدم واکنش قیمت به  CE

قابل استفاده در کلیه بازارها و تایم فریم ها

پیچیدگی تحلیل برای معامله گران مبتدی

افزایش احتمال موفقیت در معاملات

چطور CE را شناسایی کنیم؟

برای شناسایی CE در ساختاری مانند FVG، مراحل زیر را دنبال کنید:

  1. یافتن شکاف قیمتی: ابتدا شکاف ارزش منصفانه (FVG) را در نمودار شناسایی کنید؛ این شکاف می تواند صعودی یا نزولی باشد؛
  2. استفاده از ابزار فیبوناچی: ابزار فیبوناچی را از بالاترین نقطه تا پایین ترین نقطه شکاف اعمال کنید؛
  3. علامت گذاری سطح 50 درصد: سطح 50% فیبوناچی همان آستانه میانی یا Consequent Encroachment است؛ این سطح به عنوان نقطه ای برای ورود یا خروج از معامله استفاده می شود.
 نمونه آستانه میانی (Consequent Encroachment)
 نمونه آستانه میانی (Consequent Encroachment) در اردربلاک و ترکیب با ابزار فیبوناچی

در تصویر زیر یک مثال نزولی از این مفهوم قابل مشاهده است:

 نمونه آستانه میانی (Consequent Encroachment)
 نمونه آستانه میانی (Consequent Encroachment) در شکاف ارزش منصفانه و ترکیب با ابزار فیبوناچی

آستانه میانی در دیگر مفاهیم سبک ICT چه کاربردی دارد؟

علاوه بر Fair Value Gap، مفهوم Consequent Encroachment  در مفاهیم زیر نیز کاربرد دارد:

  • اوردر بلاک ها (Order Blocks): سطح CE در اوردر بلاک به عنوان نقطه تعادل بازگشت قیمت عمل می کند؛
  • بلوک های شکست(Breaker Blocks): می توان از CE برای شناسایی نقاط مهم دربریکر بلاک هااستفاده کرد؛
  • شکاف افتتاحیه هفته جدید (New Week Opening Gap): شکاف های افتتاحیه هفته جدید دارای سطح CE هستند که به عنوان "آهن ربای نقدینگی" عمل می کنند.

تفاوت CE و Mean Threshold در سبک ICT

در ظاهر، هر دو مفهوم CE و Mean Threshold به سطح 50 درصد یک ناحیه اشاره دارند؛ اما کاربرد آنها متفاوت است. سطح CE در ساختارهایی مانند FVG یا IFVG استفاده می شود؛ یعنی جایی که بازار دچار ناکارآمدی قیمتی شده است.

در مقابل، Mean Threshold برای ساختارهای مبتنی بر سفارش گذاری مانند Order Block یا Breaker Block کاربرد دارد. در این نواحی، سطح میانگین نشان دهنده میانه حجم سفارشات نهادی است و رفتار قیمت در برخورد با آن ممکن است با CE متفاوت باشد.

با شناخت تفاوت این دو مفهوم، معامله گر می تواند در هر ساختار از سطح مناسب استفاده کند و تحلیل دقیق تری از بازگشت یا ادامه حرکت قیمت داشته باشد.

نکات مهم شناسایی و معامله با CEیا نفوذ در آستانه میانی

مفهوم CE زمانی بیشترین کارایی را دارد که در چارچوب ساختار بازار و همراه با سایر فیلترهای تحلیلی بررسی شود.

استفاده مستقل از این ناحیه، بدون درنظر گرفتن تایم فریم و شرایط کلی بازار، می تواند منجر به برداشت های نادرست در تصمیم گیری معاملاتی شود.

نکاتی با اهمیت بالا جهت شناسایی و معامله با CE:

  • ترکیب با دیگر ابزارها: ترکیب CE با دیگر ابزارهای معاملاتی نقش یک مکمل برای بهبود عملکرد آنها را بازی می کند؛
  • تایم فریم های بالاتر: در تایم فریم های بزرگ تر، سطح CEاعتبار بیشتری دارد چرا که نویزهای معمول بازار کاهش می یابند؛
  • مدیریت ریسک: این مفهوم به تنهایی برای انجام معاملاتکافی نیست و استفاده از آن به تنهایی، احتمال شکست در معاملات را افزایش می دهد.
نکات مهم شناسایی و معامله با CE
مدیریت ریسک در این دست معاملات، منجر به تداوم فعالیت در بازار شده و در طولانی مدت باعث رسیدن به سود می شود

سه شرط ضروری قبل از استفاده معاملاتی از CE

برای اینکه CE به یک سطح معتبر معاملاتی تبدیل شود، لازم است سه عامل مهم در کنار آن بررسی شوند.

  • جهت روزانه (Daily Bias): تشخیص جهت روزانه (Daily Bias) اهمیت زیادی دارد. برخورد قیمت به CE خلاف جهت اصلی بازار، احتمال موفقیت پایین تری دارد؛
  • نواحی گران فروشی و ارزان فروشی (PD Array): دوم، باید مشخص باشد قیمت در حال تست چه PD Array ای است؛ زیرا رفتار FVG با Order Block یا Breaker کاملا متفاوت است و هر کدام شرایط خاص خود را دارند؛
  • برداشت نقدینگی (Next Draw on Liquidity): بررسی Next Draw on Liquidity باعث می شود مسیر احتمالی حرکت قیمت پس از واکنش به CE مشخص باشد. اگر مقصد نقدینگی واضح نباشد، تصمیم گیری معاملاتی دقیق نخواهد بود.

مثال عملی از معامله با آستانه میانی

در تصویر زیر، یک مثال واقعی از مفهوم نفوذ به آستانه میانه نمایش داده شده است؛ در این مثال، حرکت قیمت در یک روند صعودی به این ناحیه رسیده و سپس با تغییر روند، کاهش یافته است.

در این نمونه، قیمت پس از یک حرکت صعودی وارد ناحیه FVG شده و با نفوذ به آستانه میانی آن Consequent Encroachment واکنش نشان داده است. این واکنش نشان می دهد که کاهش مومنتوم خرید در این سطح، زمینه تغییر جهت کوتاه مدت و شروع اصلاح قیمت را فراهم کرده است

مثال آستانه میانی (Consequent Encroachment)
مثال آستانه میانی (Consequent Encroachment) در  شکاف ارزش منصفانه (FVG) و بازگشت قیمت

استراتژی ورود با CE در تایم فریم پایین و تأیید با MSS

پس از برخورد قیمت به سطح CE در تایم فریم های بالاتر، بهترین رویکرد برای ورود، استفاده از تایم فریم های پایین و انتظار برای تغییر ساختار بازار (MSS) است.

در این مرحله، معامله گر باید مشاهده کند قیمت پس از برخورد به CE یک شکست ساختاری ایجاد کرده، FVG جدیدی تشکیل داده یا کف و سقف داخلی را شکسته باشد. این رفتارها نشان می دهند که بازار آماده واکنش به CE است.

پس از ایجاد MSS، ورود در تست FVG یا OB تایم پایین می تواند نقطه دقیق تری برای معامله باشد. این روش باعث کاهش خطا و بهبود کیفیت ورود می شود.

اندیکاتور بریکِر مارکت استراکچر؛ شناسایی دقیق شکست ساختار بازار

اندیکاتور بریکِر مارکت استراکچر ابزاری تخصصی برای تحلیل رفتار قیمت است که با تمرکز بر الگوهای اسمارت مانی، اصول پرایس اکشن و ساختارهای تدریس شده در سبک ICT طراحی شده است.

هدف اصلی این ابزار، مشخص کردن لحظه ای است که بازار از چارچوب ساختاری فعلی خود خارج می شود و وارد فاز جدیدی از حرکت می گردد.

مکانیزم عملکرد اندیکاتور بر پایه شناسایی سقف ها و کف های ساختاری است. هر زمان یکی از این نقاط شکسته شود، اندیکاتور محل شکست را با عنوان MSB ثبت کرده و همان سطح را به صورت خط چین روی نمودار امتداد می دهد تا ادامه واکنش قیمت نسبت به آن سطح قابل مشاهده باشد.

اندیکاتور بریکر مارکت استراکچر
صدور سیگنال خرید با شکست خط چین با کندل صعودی

اگر پس از شکست، بدنه یک کندل صعودی دوباره سطح خط چین را قطع کند، شرایطی شکل می گیرد که می تواند نشانه ای از ورود خریداران و آغاز حرکت صعودی باشد. در حالت معکوس، عبور کندل نزولی از همین خط چین، احتمال فعال شدن فروش و شروع حرکت نزولی را نشان می دهد.

به این ترتیب، معامله گر می تواند لحظه تغییر جریان قیمت را با وضوح بیشتری تشخیص دهد. این ویژگی اندیکاتور را به گزینه ای مناسب برای تحلیل شکست ساختار، بررسی روندهای نوظهور و ارزیابی نقاط احتمالی برگشت تبدیل می کند.

قابلیت شخصی سازی تنظیمات، بخش مهم دیگری از این ابزار است. تنظیماتی مانند Swing Period برای تعیین تعداد کندل های مرجع در شناسایی سقف و کف ها کاربرد دارد و Breaker Maximum Duration شدت و طول ادامه نمایش سطح شکست را مشخص می کند. همچنین امکان تعیین رنگ سطوح صعودی و نزولی، خوانایی نمودار را در شرایط مختلف افزایش می دهد.

اندیکاتور بریکِر مارکت استراکچر با نمایش ساده اما هدفمند شکست ساختار، مسیر تحلیل را برای معامله گر شفاف تر می سازد. شناسایی دقیق لحظه MSB، امتداد سطح شکست و بررسی رفتار کندل ها نسبت به آن، کمک می کند نقاط مهم تصمیم گیری به طور واضح تری دیده شوند. این ابزار با تمرکز بر منطق جریان قیمت، رویکردی ساختاری و قابل اعتماد برای تشخیص تغییرات مهم در روند بازار فراهم می کند.

کاربرد CE در ساختارهای مختلف سبک ICT

در ساختارهای مختلف ICT، سطح CE نقش متفاوتی را ایفا می کند. جدول زیر نشان می دهد که این مفهوم در هر ساختار چگونه مورد استفاده قرار می گیرد:

ساختار

نوع ناحیه

نحوه تعیین CE

کاربرد

شکاف ارزش منصفانه (FVG)

ناکارآمدی قیمت

میانه شکاف

نقطه ورود با ریسک کمتر

شکاف ارزش منصفانه داخلی (IFVG)

شکاف داخلی

نصف فاصله کندل ها

تأیید ادامه یا برگشت روند

اوردر بلاک (Order Block)

ناحیه سفارش گذاری

Mean Threshold

ورود جایگزین در OBهای پرعمق

بریکر بلاک (Breaker Block)

شکست ساختار

سطح 50 درصد بلوک

تشخیص ناحیه بازگشت سریع

خطاهای رایج معامله گران در استفاده از CE

بخش قابل توجهی از خطاهای معاملاتی مربوط به برداشت نادرست از CE است. رایج ترین اشتباه زمانی رخ می دهد که معامله گر بدون توجه به جهت بازار، تنها به برخورد قیمت با CE واکنش نشان می دهد.

انواع اشتباهات رایج در معامله با CE:

  • نادیده گرفتن جهت روزانه: ورود صرفا بر اساس برخورد قیمت به CE بدون هم راستایی با بایاس روزانه؛
  • اشتباه در تشخیص ناحیه: یکسان در نظر گرفتن CE و Mean Threshold و تحلیل نادرست ناحیه واکنشی؛
  • انتخاب تایم فریم نامناسب: معامله CE در تایم فریم های بسیار کوچک و افزایش احتمال سیگنال کاذب؛
  • بی توجهی به مقصد نقدینگی: ورود بدون بررسی Next Draw On Liquidity و مسیر حرکتی قیمت؛
  • حذف تایید ساختاری: ورود بدون مشاهده MSS در تایم پایین پس از واکنش قیمت به CE؛
  • استفاده از ساختار نامعتبر: اعمال CE روی نواحی فاقد جایگاه معتبر در PD Array؛
  • تکیه افراطی به CE: استفاده از CE بدون درنظر گرفتن تایم فریم بالاتر یا Context بازار؛
  • شتاب زدگی در ورود: ورود در اولین لمس CE بدون بررسی رفتار کندلی یا تغییر ساختار؛
  • نادیده گرفتن نوع ساختار: عدم تفکیک واکنش قیمت در FVGها و OBهای مختلف؛
  • معامله در شرایط نامساعد: استفاده از CE در بازارهای با نوسان شدید یا حجم غیرعادی.
خطاهای رایج معامله گران در استفاده از CE در تحلیل تکنیکال
شتاب زدگی در ورود، تشخیص نادرست ناحیه و تکیه افراطی به CE از مهم ترین خطاهای معاملاتی هستند

جمع بندی

مفهوم نفوذ به آستانه میانی در سبک ICT (ICT Consequent Encroachment)یک ابزار برای بهینه سازی نواحی ایجاد شده در دیگر ابزارهای سبک ICT مانند FVG و اردربلاک  OB است. این مفهوم نواحی پرپتانسیل برای ورود به معامله را طبق قاعده خاصی به دو بخش تقسیم کرده و ورودهای دقیق و بهینه را به دنبال دارد.

در عمل، کارایی CE زمانی مشخص می شود که معامله گر به جای واکنش صرف به لمس سطح، رفتار قیمت را در تعامل با ساختار همان ناحیه بررسی کند. واکنش بازار به CE می تواند نشانه ای از تکمیل سفارشات نهادی یا کاهش موقت عدم تعادل قیمتی باشد؛ موضوعی که تنها در صورت هم راستایی با جهت روزانه، مقصد نقدینگی و نوع PD Array معنا پیدا می کند.

به همین دلیل،CE بیش از آنکه یک سطح ورود ثابت باشد، معیاری برای ارزیابی کیفیت ناحیه و سنجش آمادگی بازار برای بازگشت یا ادامه حرکت محسوب می شود.

PDF Logo

پی دی اف نفوذ به آستانه میانی

برای دانلود نسخه‌ی پی دی اف نفوذ به آستانه میانی کلیک کنید

آزمون

5 سوال

سوال1: آستانه میانی (Consequent Encroachment) به چه سطحی از ساختار معاملاتی اشاره دارد؟

سوال2: برای شناسایی CE در شکاف ارزش منصفانه (FVG) از کدام ابزار استفاده می‌شود؟

سوال3: یکی از مزایای استفاده از آستانه میانی کدام است؟

سوال4: چرا استفاده از CE به تنهایی برای معامله توصیه نمی‌شود؟

سوال5: علاوه بر شکاف ارزش منصفانه (FVG)، مفهوم CE در کدام مورد نیز کاربرد دارد؟

پرسش‌های متداول

مفهوم نفوذ به آستانه میانی Consequent Encroachment چیست؟

Consequent Encroachment سطح 50 درصدی شکاف قیمتی یا ساختارهای معاملاتی دیگر است که به‌عنوان نقطه‌ای برای ورود یا خروج استفاده می‌شود.

آیا CE همیشه معتبر است؟

خیر، ممکن است قیمت بدون واکنش از CE عبور کند.

نفوذ در آستانه میانی در کدام تایم‌فریم‌ها عملکرد بهتری دارد؟

تایم‌فریم‌های بالاتر اعتبار بیشتری دارند.

چگونه CE را با دیگر مفاهیم ICT ترکیب کنیم؟

می‌توان از ابزار فیبوناچی برای تقسیم استفاده کرد که خط میانی، همان مفهوم CE است.

آیا CE فقط برای FVG کاربرد دارد؟

خیر، می‌توان از CE دراوردر بلاک‌ها، بریکر بلاک‌ها و دیگر ابزارهای ICT استفاده کرد.

چرا سطح 50 درصد یک ناحیه اهمیت دارد؟

این سطح نشان‌دهنده تعادل میان خریداران و فروشندگان است و احتمال واکنش قیمت به آن بسیار زیاد است.

score of blog
5 از 5.0
(1)
به این مطلب امتیاز دهید
0نظر
با سرویس پیشنهادی معامله کنید
adثبت نام پراپ فاندد نکست
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام صرافی تبدیل
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام صرافی ال بانک
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر آی اف سی مارکتس
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر آلپاری
سرمایه شما در خطر است.
adثبت نام بروکر لایت فایننس
سرمایه شما در خطر است.